تکه ای از متن پایان نامه :

 

جاي تصاوير، با کلمات فکر مي کنند. مهارت هاي آنها شامل موارد زير مي شود: گوش دادن، حرف زدن، قصه گويي، توضيح دادن، تدريس، استفاده از طنز، درک قالب و معني کلمه ها، يادآوري اطلاعات، قانع کردن ديگران به پذيرفتن نقطه نظر آنها، تحليل کاربرد زبان شغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از: شاعر، روزنامهياد آوردن ملودي ها، درک ساختار و ريتم موسيقي. شغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از : موسيقي دان، خواننده، آهنگساز.

هوش درون فردي يعني توانايي ارتباط مستقر کردن و فهم ديگران. اين يادگيرنده ها سعي مي کنند چيزها را از نقطه نظر آدم هاي ديگر ببينند تا بفهمند آنها چگونه مي انديشند و احساس مي کنند. آنها معمولا توانايي خارق العاده اي در درک احساسات، مقاصد و انگيزه ها دارند. آنها سازمان دهند ه هاي خيلي خوبي هستند، هرچند بعضي وقت ها به دخالت متوسل مي شوند. آنها معمولا سعي مي کنند که در گروه آرامش را مستقر کنند و همکاري را تشويق کنند. آنها هم از مهارت هاي کلامي (مانند حرف زدن) و هم مهارت هاي غيرکلامي (مانند تماس چشمي، زبان بدن) استفاده مي کنند تا کانال هاي ارتباطي با ديگران مستقر کنند. مهارت هاي آنها شامل موارد زير مي شود: ديدن مسائل از نقطه نظر ديگران (نقطه نظر دوگانه)، گوش کردن، همدلي، درک خلق و احساسات ديگران، مشورت، همکاري با گروه، در نظر داشتن خلق و خو ، انگيزه ها و نيت هاي مردم، ارتباط مستقر کردن چه از طريق کلامي چه غير کلامي، اعتماد سازي، حل و فصل آرام درگيري ها، برقراري روابط مثبت با ديگر مردم شغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از : مشاور، فروشنده، سياست مدار، تاجر .

هوش برون فردي (فرا فردي) اين هوش يعني توانايي درک خود و آگاه بودن از حالت دروني خود. اين يادگيرنده ها سعي مي کنند احساسات دروني، روياها، روابط با ديگران و نقاط ضعف و قوت خود را درک کنند. مهارت هاي آنها شامل موارد زير مي شود: تشخيص نقاط ضعف و قوت خود، درک و بررسي خود، آگاهي از احساسات دروني، تمايلات و روياها،ارزيابي الگوهاي فکري خود، باخود استدلال و فکر کردن ، درک تأثیر خود در روابط با ديگران. مسيرهاي شغلي ممکن براي آنها عبارتند از: پژوهشگر،  نظريه پرداز، فيلسوف البته گاردنر اذعان مي دارد كه عدد هفت عددي اختياري براي شمارش گونه هاي مختلف هوش می باشد; براي بيان چندگانه بودن استعدادهاي بشري هيچ عدد جادويي وجود ندارد.

6-2-2- هوش هیجانی چیست

از گذشته های دور شناخت عقلانی و عاطفی مطرح بوده اند اما شناخت عقلانی در همه موارد بر شناخت عاطفی ترجیح داشت و بشر ها همدیگر را از گرایش های عاطفی و احساسی در تصمیم گیری ها و درک حقایق بر حذر می داشتند. در یونان باستان جنبش روا قیون اعتقاد داشتند شخص خردمند و عاقل هیچ هیجان یا احساسی را تأیید نمی کند. در سال 1920 ثراندایک برای نخستین بار ، توانایی اجتماعی را جزء مهمی از هوش دانست. هوش اجتماعی از نظر ثرندایک توانایی درک دیگران ، اقدام و رفتار هوشمندانه و زیرکانه در روابط با دیگران می باشد . (خسرو جاوید ، 1381 )

بار- اُن نیز برای اولین بار ، اصطلاح بهره هوشی مطرح کرد و از سال 1980 به تدوین پرسشنامه هوش هیجانی پرداخت .

در سال1990 مقاله ای توسط سالووی و مایر منتشر شد که در آن اصطلاح هوش هیجانی برای اولین بار استفاده شد . آنان هوش هیجانی را به عنوان توانایی درک و اظهار هیجانات ، استفاده ار آن و مدیریت هیجان ها در خود و سایر افراد تعریف کردند. ( سالووی[1] ، بیدل[2]، دتیلیر[3]،مایر[4]، به نقل از چرنیس[5]،2002 )

از نظر گلمن (1995 ) گاردنر الهام بخش نظریه هوش هیجانی می باشد . گاردنر معتقد می باشد هوش یک نوع واحد و یکپارچه نیست . طیف گسترده ای از هوش هست که موفقیت در زندگی را تضمین می کند و هفت نوع اصلی آن عبارتند از :

  1. هوش زبانی
  2. استدلال ریاضی
  3. فهم هیجانات و توانایی فهم علل هیجانات .
  4. کنترل هیجانات و به کار گرفتن روش های موثر از احساسات برای دستیابی به اهداف . (کارسو[6] ، 2002 )

در تعریف مدل مایر و سالووی از هوش هیجانی بیشتر به بعد بیولوژیک و روان شناختی هیجانات توجه شده و ادراک هیجانات تأثیر اساسی دارد. هوش هیجانی در این تعریف به قابلیت های اجتماعی توصیف نیافته اما در بهداشت و سلامت روان تأثیر مؤثری دارد.

برادبری و گریوز (1384 ) مدل چهار عنصری هوش هیجانی را بر اساس مدل مایر و سالووی به صورت هرمی نشان داده اند. در این مدل اصلی ترین و بنیادی ترین مهارت ها در سطح پایین قرار دارند و مهارت های بالاتر به مهارت های پایین تر وابسته اند.

مدل شماره (1-2 ): مدل چهار عنصری هوش هیجانی

7-2-2- مدل هیجانی چهار عنصری هوش هیجانی

دانیل گلمن در سال 1995 با انتشار پر فروش ترین کتاب سال «چرا هوش هیجانی مهمتر از هوش عمومی می باشد ؟ » هوش هیجانی را واژه فراگیر در محافل عمومی و علمی کرد.

بار-اُن[7] (2002 ) ، هوش هیجانی یک مفهوم جدیدی می باشد و داده های موجود بیانگر آن می باشد که می تواند به قدرتمندی بهره هوشی باشد و گاهی اوقات حتی بیشتر و دست کم بر خلاف بهره هوشی ما را قادر می سازد تا بر احساسات و هیجانات خودمان و دیگران نظارت کنیم. تفاوت های بین آنها را مشخص کنیم و از آن برای هدایت تفکر و عملکردمان استفاده کنیم . بار-اُن معتقد می باشد افرادی که از نظر هیجانی باهوشند عموماَ خوش بین ، انعطاف پذیر ، واقع گرا ، موفق در حل مساله و کنار آمدن با استرس بدون از دست دادن کنترل هستند. (خلیل ارجمندی،1383 )

بار-اُن (2002) ، هوش هیجانی یا هوش غیر شناختی به عنوان یک توانایی اجتماعی شخصی و عاطفی می باشد که فرد را برای سازگاری کارآمد و موثر با نیاز ها و فشارهای محیطی آماده می سازد مؤلفه های این مفهوم عبارتند از :

  1. مولفه درون فردی که توانایی شخص را در آگاهی از هیجان ها و کنترل آنها مشخص می کند.
  2. مولفه بین فردی که توانایی شخص برای سازگاری با دیگران در مهارت اجتماعی را مطالعه می کند.
  3. مولفه سازگاری که انعطاف پذیری ، توان حل مساله و واقع گرایی شخص را مورد مطالعه قرار
    می دهد.
  4. مولفه اداره یا کنترل تنش های ، توانایی تحمل تنش و کنترل تکانه ها را مطالعه می کند.
  5. مولفه خلق و خوی عمومی ، نشاط و خوش بینی فرد را مورد مطالعه قرار می دهد.

pstein[9]-Caruso

 

 

 پایان نامه مقايسه اثر بخشي آموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس بر كيفيت زندگي و شادكامي زنان يائسه

 

 

برای دیدن تکه های بیشتری از این پایان نامه و دانلود فایل پایان نامه با فرمت ورد ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه