تکه ای از متن پایان نامه :

 

بلوغ امكان­پذير نخواهد بود.

ب) ايده دوم از ابوحنيفه بنيانگذار فقه حنفي و عده قليلي از پيروان وي مي­باشد. ابوحنيفه معتقد می باشد كه مراد از رشد قبل از رسيدن به 25 سالگي معناي حقيقي آن می باشد. بدين معني كه هرگاه شخصي بالغ رشيد بوده و رشد وي ثابت گرديده باشد مالش را به او تسليم مي­كنند، البته قبل از رسيدن به 25 سالگي، ولي شخصي كه بالغ غير رشيد باشد يا اينكه رشد او ثابت نگرديده و از آن اطلاعي نباشد منتظر مي­مانيم تا به سن 25 سالگي برسد و به محض رسيدن به اين سن رشيد محسوب مي­شود. در اينجا مراد از رشد معني حقيقي آن نيست بلكه بوسيله اماره ظني يعني رشد 25 سالگي را محقق مي­داند و مالش را به او تسليم مي­كند چه علم به رشد او داشته باشد يا نداشته باشد زیرا اين سن مظنه رشد می باشد.

البته ابوحنيفه دلائلي را براي راي و نظر خود ابراز داشته می باشد كه تا حدي قابل تامل می باشد اما با در نظر داشتن آيه مباركه مسبوق الذكر نمي­توان قائل شد كه آن ادله مطابق آن چیز که در آيه مدنظر بوده می باشد مي­باشد، مانند مي­توان استنباط كرد كه وي معتقد می باشد سفه يا عدم رشد در اول حدوث بلوغ محرز نيست و وقتي زمان مي­گذرد و به 25 سالگي مي­رسد ناچاريم كه رشد را ثابت كنيم حتي از طريق تجربه باشد، زیرا تجربه دامنه عملكرد عقول را گسترش مي­دهد و بشر را بيدار مي­كند1.

با اين رشد تسليم مال به صاحبش تحقق مي­يابد كما اين­كه رشد در آيه كريمه بصورت نكره آمده استرا آورده می باشد و از آن­جا كه سفه، عدم رشد مي­باشد ما بحث رشد را در مبحث صغار مطرح ننموده تا در اين­جا به تفضيل به آن بپردازيم.

البته قانون­گذار ما در مورد غير رشيد به تعريف بسنده نكرده بود و اماره رشد را نيز در ماده 1209 قانون مدني آورده بود و سن 18 سالگي را ملاك مي­دانست كه در اصلاحات اخير(سال 1361) ماده مذكور حذف گرديد.

در اين­جا به اختصار مي­گوئيم كه سفه يعني عدم رشد و عدم رشد از دو جهت قابل توجه می باشد:

1- عدم رشد بدين معني كه شخص به سن كبر و رشد نرسيده می باشد.

2- عدم رشد ارتباطي به سن ندارد و مقصود ضعف قواي دماغي و فكري می باشد كه در اين معني مساوي سفه می باشد. پس غير رشيد هم ممكن می باشد صغير و يا كبير باشد.

از تعاريف فوق به اين نتيجه مي­رسيم كه سفيه عقل معاش و اداره اموال، دارايي و حقوق مالي خود را ندارد و به همين جهت از اول ذهنمان بايد متوجه تصرفات مالي، اموال و دارايي سفيه باشد.

به عبارت ديگر غير رشيد عاقلي می باشد كه شعور اداره اموال خود را ندارد.[1]

مرحوم علامه حلي در كتاب قواعد در تعريف سفيه مي­فرمايد: “اما السفيه فهوالذي يصرف امواله في غير الوجه الملائم لافعال العقلاء” اين تعريف در حقيقت متضمن تعاريف ديگري می باشد كه مانند در شرايع ديديم كه فرمودند: “في غير اغراض صحيحه” يا قول ديگر فقهاي عظام به معني “المبذر لا مواله في غير اغراض صحيحه”.[2]

بنابراين از آن­چه در تعريف گفته شد مي­توان نتيجه گرفت: سفيه از طفل با بلوغ و از ديوانه با عقل متمايز می باشد، پس سفاهت با ادراك و تميز همراه می باشد و سفيه كسي می باشد كه رتق و فتق اموال خود را به خوبي نمي­داند و كاري مي­كند كه فرد همانند او چنين كارهايي نمي­كند و به خود و افراد تحت سرپرستي خود زيان مي­رساند و مردم مي­گويند رفتار او بسان روش عقلاء نيست. عمده­ترين مشكل سفيه در عقل معاش، اموال و حقوق مالي می باشد بطوري­كه تبذير و اسراف چنان­چه به حد افراط رسد ناشي از عدم رشد وگفته مي­شود كه تنها عقل معاش ندارد و در ساير زمينه­ها زندگي متعارف مي­كند. با اين نظر عقب­ماندگان ذهني هم جزء گروه محجوران خواهند بود منتها حجر اين گروه بايستي گسترده­تر از سفيه باشد زيرا شعور ناپخته و عقل ناقص در امور غير مالي نيز آثار نامطلوبي براي محجور و جامعه دارد و سرپرست محجور بايد بر همه اعمال حقوقي او نظارت داشته باشد.[3]

1- زيدان، عبدالكريم، المدخل لدراسه الشريعه الاسلاميه، نشرققنوس ,ص271، ،. نقل از پایان نامه فوق .ص80

[1]امامي، سيدحسن، حقوق مدني، نشر گنج دانش، ج 5، ص 256.

[2]حسيني­العاملي، سيد محمدجواد، مفتاح­الكرامه، ج 5، ص 273.

[3]كاتوزيان، ناصر، قواعد عمومي قراردادها، نشر ميزان، ج 3، ص 36.

 

 

 پایان نامه پایان نامه اعتبار رشد در نکاح و طلاق در حقوق ایران و مقایسه تطبیقی با مذاهب اسلامی – سایت ارشدها

 

 

برای دیدن تکه های بیشتری از این پایان نامه و دانلود فایل پایان نامه با فرمت ورد ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه