تکه ای از متن پایان نامه :

بر اين امر قرار گرفته می باشد كه نكاح عبارت از انشاء عقدي می باشد كه خداوند اولياء را مخاطب اين امر قرار داده می باشد و بر اين عقيده مي­باشند كه متصدي نكاح شود و كامه ايم را هم اينگونه تفسير مي­كنند كه مقصود از اين كلمه آنست كه زني كه شوهر ندارد خواه باكره باشد يا ثيبه.

     ديگر دلايلي در اين ارتباط آورده اند روايت هايي مي­باشد كه در اين زمينه از بزرگان دين اسلام نقل شده می باشد مانند روايتي كه از پيامبر اكرم (ص) نقل مي­كنند. «لا تزوج المراه المراه و لا تزوج المراه نفسها فان الزانيه هي التي تزوج نفسها» بدين معني می باشد كه: هيچ زني نبايد عقد نكاح زن ديگري را بر عهده بگيرد و همچنين نبايد متولي عقد خود شود همانا زانيه مي­باشد كسي كه خودش را به ازدواج ديگري در مي­آورد.2 كه مي­توان گفت اين روايت به صراحت ازدواج مستقل دخترها را رد مي­كند ولي جاي اين  سوال باقي مي­ماند كه آيا روايت بطور كلي منكر اراده دختر مي­باشد؟ بنظر ما چنين برداشتي نمي­توان از چنين روايتي داشت اين روايت تنها دخترها را از ازدواج كردن بدون اذن و دخالت پدر منع مي­كند ولي هيچ چيز را براي اولياء قرار نمي­دهد. اخبار ديگري كه از نبي اكرم (ص) ذكر مي­كنند بدين مضمون «لانكاح الابولي»3 كه در اين روايت نيز نكاح را بدون ولي نكاح نمي­داند. به عبارتي ديگر عقد نكاح بدون ولي به وجودنمي­آيد و به نظر ما اين امر باز نافي ازدواج دختر به طور اشتراكي نمي­باشد و حداقل اين          مي­باشد كه مي­توان2) نظريه استقلال دختر

1-2) بررسي نظريه استقلال دختر در فقه شيعه

فقهاي متاخر معتقدند كه پدر و جد پدري ولايتي بر باكره رشيده ندارند و دختر در يك چنين مواردي خود مي­تواند به طور مستقل عقد نكاح خود را واقع سازد.[1] همانطور كه عنوان كرديم و يك امر پذيرفته شده در علم حقوق نيز مي­باشد با رسيدن هر فردي به سن بلوغ از تحت ولايت خارج عدم ولايت افراد بر يكديگر مي­باشد و اينكه ما قائل به ولايت بر افراد در سن صغر مي­گرديم مي­توان عنوان كرد كه به اين علت می باشد كه افراد در سن صغر نمي­توانند بدرستي تفكر كنند و مصالح خود را در نظر گيرند با اين وضعيت تا رسيدن افراد به سني كه مي­توان اين اميد را داشت كه به سني رسيده­اند كه مي­توانند امور خود را بدرستي انجام دهند امور ايشان به خود آن­ها واگذار مي­شود و ديگر در اين موارد نيازي به ولايت داشتن باقي  نمي­ماند و هيچ تفاوتي در اين ارتباط بين دختر و پسر وجود ندارد.

     بررسي كتب روايي و ديگر موارد در كتب فقها و انديشمندان اسلامي و حقوق دانان بيانگر اين مطلب مي­باشند كه احاديثي درمورد استقلال دختر از ائمه اطهار (ع) نقل شده می باشد و در كتب فقهي به آن­ها استناد شده می باشد و همانطور كه بيان گرديد مي­توان عنوان كرد كه فقهاي متاخر ما بر اين نظر مي­باشند كه دختر نيز مانند پسر در امور خود مستقل مي­باشند روايتي كه به آن­ها در كتب فقهي استناد شده می باشد را در ذيل مورد بررسي قرار خواهيم داد. يزيدبن معاويه از ابي جعفر (ع) نقل كرده می باشد دختر مالك نفس خود مي­باشد به جز دختر سفيه..[2] آن چیز که كه مي­توان بيان داشت كه در اين روايت دختر حق تصرف در امور خود را دارد و مانند ديگر افراد تنها در مواردي كه عقل معاش (سفيه) نداشته باشد نمي­تواند در امور خود مداخله كند و در اين جاست كه دوباره به ولي نياز دارد. روايت ديگري كه زراره از ابي جعفر (ع) نقل كرده بدين مضمون كه: هنگامي كه دختري مالك امور خودش مي­باشد و خريد و فروش مي­كند و … و  مي­بخشد از اموال خود آن چیز که مي­خواهد پس همانا امر وي جايز مي­باشد.

2- بدرتن، ابوالعينين بدران، الزواج و الطلاق في الاسلام، ص137. به نقل از پایان نامه فوق ص 202

3-منبع فوق الذکر,ص 322

[1]فيض الكاشاني، محمدحسين، مفاتيح الشرايع، نشر مجمع الذخائر الاسلاميه، الجزء الثاني، ص265. به نقل از پایان نامه فوق ص 260

[2]حر العاملي، محمدبن الحسن، وسائل الشيعه، ج14، باب 3، حديث 1، ص201. به نقل از پایان نامه فوق ص 130

 

 

 

 پایان نامه پایان نامه اعتبار رشد در نکاح و طلاق در حقوق ایران و مقایسه تطبیقی با مذاهب اسلامی – سایت ارشدها

 

 

برای دیدن تکه های بیشتری از این پایان نامه و دانلود فایل پایان نامه با فرمت ورد ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه